تبليغاتX
بنام زیبای زیبا آفرین زیبادوست
                          **بنام او که هرچه داریم و نداریم از حکمت اوست**

  سلام سلام سلام...

 زندگی...

زندگی پایبندی به چیزهای کوچکی است

که گاه به چشم نمی آیند.

زندگی، آب دادن به یک گل است.

زندگی چیدن سفره است برای آن که دوستش داری!

زندگی، لذت بردن از یک پیاله ی چای است.

همین کارهای کوچک...

کارهای بسیار کوچک...

گام زدن در پگاه،

گپ زدن با دوستی صمیمی،

سلامی به رفتگر محله،

این ها خود "زندگی" است.

او که می تواند به رفتگری سلام کند

می تواند به گل

به درخت نیز سلام کند و برای شب،

برای باران آواز بخواند.

 

دست حق به همراتون

 

wwww.TempFa.comنوشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 18:11 توسط فاطمه | wwww.TempFa.com

                       **بنام او که هرچه داریم و نداریم از حکمت اوست**

سلام سلام سلام...

تا حالا شده بشینی و برای خدای خودت نامه بنویسی؟!!(البته با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی می توان از شیوه ی مدرنیته که همان ایمیل میباشد نیز استفاده کرد که این امر به میل شما به ایمیل و یا شیوه ی سنتی که همان نامه میباشد دارد!)

سؤال سختی پرسیدم؟؟!می خوای خوب فکر کنی تا یادت بیاد؟

حالا که خوووووووب فکراتو کردی:

اگه جوابت مثبته و این کار رو انجام دادی یادت میاد چی بهش گفتی؟یا چی ازش خواستی؟یا از چه چیزی و چه کسی براش نوشتی؟راستی اصلاً برای چی این کارو کردی؟؟!اگه جوابت منفی هستش و تا به حال یه همچین کاری رو نکردی همین حالا این کار رو انجام بده...!ببین دوست داری در مورد چه موضوعی با خدای خودت درددل کنی؟یه موقع آدم دنبال یه گوش شنوا می گرده تا هرچی تو دلش هست رو بهش بگه...!چه کسی بهتر از کسی که وجودمون ز وجودش شده موجود...!

 

                                     «نامه های بچه ها به خدا»

*این نامه ها با صداقت خاصی نوشته شده اند.خواندنشان خالی از لطف نیست.

خدای عزیز

به نظر من تو بی نظیری.وقتی برف را خلق کردی فکرش را می کردی که مردم از آن برای اسکی کردن استفاده کنند؟

با عشق:امی( ۱۰ ساله)

خدای عزیز

تو یک کامپیوتر غول پیکر داری یا همه ی آدم های دنیا را با انگشت می شماری؟!!

با عشق:ویلیام(۶ ساله)

خدای عزیز

من بعضی وقت ها به تو شک می کنم.بعضی وقت ها هم به تو ایمان دارم!مثلاْ وقتی چهار ساله بودم و دستم آسیب دید تو آن را زود خوب کردی.اما سؤال من این است اگر تو چنین توانایی داری چرا تمام بدی ها رو در دنیا از بین نمی بری؟مثل جنگ مثل بیماری مثل قحطی مثل مواد مخدر!

مردم کشورهای همسایه مشکلات دیگری هم دارند...!

سعی می کنم به تو بیشتر ایمان داشته باشم.

یان(۱۰ ساله)

خدای عزیز

اسم «زمین» را از کجا آورده ای؟تا حالا به این که آن را عوض کنی فکر کرده ای؟

دوست دارم اسمش دنیای تام بشود!

تام(۱۱ ساله)

جهت اطلاع فرد ذی ربط

دلم می خواهد از ته دل به تو ایمان داشته باشم؛اما نمی دانم چطوری؟!!مادرم ایمان دارد اما پدرم نه!چطور می توانم به اطمینان برسم؟!چرا کارها را آسان تر نمی کنی؟اگر این کار را بکنی خوب می شود.لازم نیست کار خاصی انجام بدهی.لازم نیست دریا را به دو قسمت بکنی یا کار سخت دیگری انجام بدهی.کافی است یک کار آسان بکنی؛

مثلاْ کاری کنی که من زودتر ۱۳ساله بشوم!

جوآن(۱۲ ساله)

خدای عزیز

من خوانده ام که خانه یعنی جایی که خدا(یعنی تو) توی آن هستی.نمی دانم معنی این حرف چیست!

یعنی این که اگر من در یک مدرسه ی مذهبی باشم دیگر دور از خانه نیستم؟ برای این که با تو باشم باید در اتاق نشیمن مان باشم؟ تو همه جا هستی؟

من مطمئن نیستم.فقط می دانم که تو در قلب من هستی.

از خانه: دیوید(۱۲ ساله)

خدای عزیز

لطفاْ مردم روی زمین را با هم مهربان تر کن.این کار باعث می شود که دیگر از تروریسم و یا از آن خشونت هایی که در تلویزیون نشان می دهد خبری نباشد.

با بهترین آرزوها: آنیتا(۱۱ ساله)

خدای عزیز

ما را از حمایت و کمک خودت محروم نکن و ما هم در عوض تو را فراموش نمی کنیم!

ناشناس(۱۱ ساله)

خدای عزیز
من معتقدم که ما انسانها خاک خوشبختی هستیم که تو از روح خودت در ما دمیدی و زندگی رو به ما بخشیدی بنابراین ما باید قدردان این هدیه ی ارزشمند باشیم و نباید فراموش کنیم که وجودمون از توست...
حالا که ما از تو هستیم؛ باید حداکثر سعیمون رو بکنیم که مثل تو باشیم...!
باید سعی کنیم که دوست داشته باشیم کسانی رو که ما رو دوست ندارند...
باید سعی کنیم که از هرآنچه که داریم به دیگران ببخشیم...
باید سعی کنیم که مهربان باشیم با کسانی که در حق ما محبتی نکرده اند...
باید سعی کنیم که خوب باشیم با کسانی که حتی درک درستی از خوبی ندارند...
باید سعی کنیم که...
باید سعی کنیم که مثل تو باشیم...!مثل خود خود تو!
یکی که خییییلی دوست داره حتی به اندازه یک سر سوزن هم که شده مثل تو باشه:فاطمه

دست حق به همراتون

wwww.TempFa.comنوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 23:37 توسط فاطمه | wwww.TempFa.com
                       «بنام او که هرچه داریم و نداریم از حکمت اوست»

یکی بود یکی نبود

یه پرنده خسته بود

مثل تنهایی ماه

تو خودش نشسته بود

تو چشاش سفره ی برف

خالی از اطلسی بود

تو دلش هرچه که بود

رنگ دلواپسی بود

اون پرنده که صداش

مثل دریا آبی بود

تو گلوش بغض بهار

شبای مهتابی بود

شبای ستاره ها

شب روشن بهار

شبای خنده گل

روی فرش سبزه زار

عاقبت پر زد و رفت

اون پرنده پر کشید

از رو کوه یخ گذشت

تا به شهر گل رسید

فارغ از هرچه که بود

مرغ ما خسته نبود

روی شاخه ی بهار

با یه گل نشسته بود...

           

خداحافظ خداحافظ خداحافظ...

هفت تا خداحافظ به روزهای سرد زمستانی

هفت تا خداحافظ به درختان عریان سپید پوش زمستانی

هفت تا خداحافظ به دل های سرد و بی روحی که هنوز رنگ و بوی کینه و دشمنی می ده...!

سلام سلام سلام...

هفت تا سلام گرم و شاد و پرانرژی به روزهای قشنگ بهاری

هفت تا سلام سبز و بهاری به هفت سین اهورایی

هفت تا سلام خوب و قشنگ به تعطیلات نوروزی

هفت تا سلام پر از شادی و نشاط به شما هایی که دلتون رو هم از خانه تکانی عید

بی نصیب نذاشتین و دلتون مثل بهار گرم و سبز و پرنشاطه مملو از شادی و مهربانی

در موسم شکوفایی شکوفه های بهاری از درگاه حضرت دوست سالی سرشار از سلامتی

و سعادتمندی و سربلندی و سرافرازی و سرمستی را برای شما سرواندیشان ساعی خواهانم...

         

         هنگام تحویل شدن سال نو، دعا برای همه فراموش نشه لطفاً...!

راستی یه پیشنهاد برای افراد هنرمند:

کسانی که علاقه مند به طراحی کارت تبریک ویژه ی نوروز هستند می توانند

در جشنواره ی کارت تبریک الکترونیکی از طریق سایت رادیو اینترنتی ایران صدا شرکت کنند...

دوستان عزیز امیدوارم که سال خوبی داشته باشید

دست حق به همراتون

wwww.TempFa.comنوشته شده در دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 16:20 توسط فاطمه | wwww.TempFa.com

                **بنام او که هرچه داریم و نداریم از حکمت اوست**

 

سلام سلام سلام...

 

دنیا بیستون است اما فرهاد ندارد؛و آن تیشه هزار سال است مه در شکاف کوه

افتاده است.مردم می آیند و می روند اما کسی سراغ آن تیشه را نمی گیرد.دیگر

 کسی نقشی بر این سینه ی سخت و ستبر نمی کَند.دنیا بیستون است و روی

هر ستون، عفریت فرهادکُش نشسته است.هر روز پایین می آید و در گوشت نجوا

 می کند که شیرین دوستت ندارد؛ و جهان تلخ می شود.

تو اما باور نکن.عفریت فرهادکُش دروغ می گوید

زیرا که تا عشق هست، شیرین هست...!

عشق اما گاهی سخت می شود، آنقدر سخت که تنها تیشه از پس آن برمی آید.روی این بیستون ناساز و ناهموار گاهی تنها با تیشه می توان ردّی از عشق گذاشت؛وگر نه هیچ کس باور نمی کند که این بیستون فرهادی داشت.ما فرهادیم و دیگران به ما می خندند.ما فرهادیم و می خواهیم بر صخره های این دنیا، جویی از شیر و جویی از عسل بکشیم؛ از ملکوت تا مغاک.عشق، شیر و عشق،شکر؛

عشق،قند و عشق،عسل؛شیر و شکر و قند و عسلِ عشق، نه در دست شیرین که در دستان خسرو است...!خسرو ما اما خداوند است...!ما به عشق این خسرو است که دربیستون مانده ایم.ما به عشق این خسرو است که تیشه به ریشه ی هر چه سنگ و صخره می زنیم.

ما به عشق این خسرو...وگر نه شیرین بهانه است!

ما می رقصیم و بیستون می رقصد.

ما می خندیم و بیستون می خندد.

بگذار دیگران هم به ما بخندند.آنها که نمی دانند خسرو ما چقدر شیرین است...!

*برگرفته شده از کتاب عرفان نظرآهاری

دست حق به همراتون

 

wwww.TempFa.comنوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 23:55 توسط فاطمه | wwww.TempFa.com

                  **بنام او که هرچه داریم و نداریم از حکمت اوست**

 

سلام سلام سلام...

سلام بر حسین(علیه السلام)

سلام بر اولاد حسین(علیه السلام)

و سلام بر اصحاب حسین(علیه السلام)

دقت کردی این روزها دلت یه حال و هوای دیگه داره؟!!!

تا چند وقت پیش اگه دلت می گرفت به خاطر خودت بود؛ به خاطر دلتنگی هات؛

به خاطر دل مشغولی هات و به خاطر هزار و یک چیز دیگه...!!!

اما تو این روزها آدم، فقط دلش واسه آقامون حسین(ع) می گیره،

واسه اولاد حسین(ع)، واسه اصحاب حسین(ع)...

دل آدم فقط هوای کرب و بلا رو می کنه...!هممون دوست داریم اونجا باشیم...!

تو این روزها حتی بک گراند موبایل ها و کامپیوترها هم حال و هوای حسینی

پیدا کرده...همه ی وبلاگ ها هم رنگ و بوی حسینی به خودشون گرفتن...

خدا کنه خودمونم حسینی شده باشیم...!خدا کنه بتونیم در حد توانمون حسین(ع)

رو بشناسیم و قیام حسین(ع) رو درک کنیم...!

 

               

  

کربلا صحنه ی نمایش بود

 

عاشورا روزی است که حسین در نمایشگاه خود، درهای حکمت و معرفت و روزنه های دانش و بینش را بر روی مسلمین باز کرد و تعلیمات مقدس اخلاقی و مذهبی اسلام را بر دلها برای همیشه نقش بست.او به مردم نشان داد که در راه حق و حقیقت اگر خواستید فداکاری کنید بایستی تا این حد پافشاری و استقامت ورزید که از سر اولاد و اموال و حتی جان شیرین بگذرید و آگاه باشید که در راه موفقیت و پیشرفت، دادن جان چیز کوچکی است، بلکه باید هزاران جان داشت و نثار مقدم دوست کرد و بیگانه را از خانه دل بیرون ساخت تا مظهر عشق و محبت جلوه نماید.

در آن روز، زمانی که عده ای از یاران با یکدیگر گفتند:«حسین را نگاه کنید...گویا از مرگ وحشتی ندارد.» حضرت حسین(ع) فرمود:«ای بزرگ زادگان همواره مصابرت و خودداری کنید.زیرا که مرگ مانند پلی است که نفوس شما را از عالم محنت و رنج به نعیم دائمی و لذت ابدی عبور می دهد.کدام یک از شماست که مایل نیست از زندان خاکدان به باغ جنان انتقال یابد؟!!!»

حسین(ع) تنها کسی بود که از همه علایق چشم پوشید و همه را قربانی دوست کرد.او می فرمود:«کشته شدن نزد من اهمیتی ندارد زیرا بهر کشته شدن، زندگانی جاودان می یابم.ای کاش هزار مرتبه کشته می شدم و باز زنده می شدم.در مقابل چشم به خون آغشته شدن جوانان را دیدن کار مهمی نیست؛ در راه دوست کاش هزار علی اکبری داشتم و هزار برادری مانند عباس تا همه را در پیشگاه دوست قربانی می کردم.»

امام حسین(ع) با این معامله به حیات ابدی و زندگانی سرمدی دست یافت.او زنده است و از بارگاه الهی رزق و روزی می گیرد...

         هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

                                                      ثبت است در جریده عالم، دوام ما

 

حضرت حسین(ع) عاشورا را برای نمایش دادن بهترین سبک سیاست خود به وجود آورد.

او در نمایشگاه خویش، معانی حقیقی عشق و فضیلت،عاطفه و مظلومیت،فداکاری در راه حق و حقیقت،طرفداری از ضعفا و زیردستان،معنی رحم و فتوت،صبر و شکیبایی،تحمل و بردباری و بخشش و نیکوکاری را عملاً به مردم دنیا چنان نشان داد که هیچ گاه از نظرها محو نمی شود.

 

نکوتر بتاب امشب ای   روی ماه                       که روشن کنی روی این بزم گاه

بسا    شمع   رخشنده   تابناک                       ز  باد  حوادث   فرو مرده    پاک

حریفان    به یکدیگر       آمیخته                       صراحی شکسته     قدح ریخته

به یکسوی ساقی برفته ز دست                      زسوی دگر مطرب افتاده مست

بتاب ای مه امشب  که افلاکیان                        ببینند     جان بازی      خاکیان

مگر  نوح بیند   کز این موج خون                        چه سان کشتی آورد باید برون

بــبینــد     خلیـــل   خداوندگــار                        ز قربانی خود   شود شرمــسار

مسیحا  اگر بیند   این رستخیــز                        صلیب و سلب را کنـد    ریز ریز

محمد(ص) سر از غرقه آرد برون                        ببیند  جگرگوشه  را غرق خـون

 

                   

پروردگارا بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) درود فرست

و شفاعت حسین(علیه السلام) را روزی ما بگردان در روزی که بر تو وارد می شویم

و ما را از آنان قرار ده که با قدم صدق و صفا و عهد و وفا و ایمان کامل نزد تو می آییند

به همراه حسین(ع) و اصحاب حسین(ع) که جان خود را برای حسین(ع) دادند...

*به امید رحمتت ای مهربان ترین مهربان ها*

 التماس دعا

دست حق به همراتون

wwww.TempFa.comنوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386ساعت 17:6 توسط فاطمه | wwww.TempFa.com